استراوینسکی و ریشه‌های فولکلورِ روسیه

موسیقی فولک و مکتبِ موسیقی ملی در قرن نوزدهم:

مطالعه‌ی آثار فولکور در موسیقی قرن نوزدهمِ روسیه، نقش به‌سزایی ایفا می‌کرد. ترانه‌های فولک به بسیاری از آثار آوازی و سازیِ میخائیل گلینکا راه یافته بودند و دیگر آهنگسازانی چون بالاکیرِف، بورُدین، کوئی، موسورگسکی و کورساکُف منتسب به "گروه پنج" این راه را با جدیت پیش گرفتند.

آهنگسازان "گروه پنج" نه‌تنها این ترانه‌ها  را در آثار خود استفاده می‌کردند، بلکه دو تن از آن‌ها، میلی الکسیه ویچ بالاکیرِف (۱۹۱۰-۱۸۳۷) و نیکولای ریمسکی-کورساکُف (۱۹۰۸-۱۸۴۴) دست به انتشار مجموعه‌هایی از ترانه‌های فولک زدند.

با این حال، در اوایل قرن بیستم، انرژی و خلاقیتِ این مکتبِ نوپا در روسیه و میراث آن رو به افول رفت. هنگامی که در سال ۱۹۰۰ از ریمسکی-کورساکُف این سوال پرسیده شد که آیا موسیقیِ روسیه قرار است همچنان از میوه‌های فولکور تغذیه کند یا نه، کورساکُف چنین پاسخ داد: « دست‎‌یابی به اثری کاملا بدیع و نو در موسیقی هنریِ فولک، روز به روز سخت‎تر می‌شود».

تنها چند سال بعد، ایگور استراوینسکی با کنار گذاشتن سنت‌ها در تنظیم ترانه‌های فولک، راهی جدید و موفقیت آمیز برای عبور از بن‌بستی که "گروه پنج" به آن برخورده بودند پیدا کرد، گرچه کورساکُف شاهدِ این موفقیت نبود و در ژوئن  ۱۹۰۸ درگذشت.


مقایسه‌ی رویکرد دو آهنگساز: بلاِ بارتوک و ایگور استراوینسکی

چه چیزی باعث شد که استراوینسکی سنت آهنگسازانِ پیش از خود را نادیده بگیرد و در راه جدیدی که انتخاب کرده بود چه انگیزه‌ها و ایده‎‌هایی را در ذهن می‌پرواند؟ پاسخ به این سوال‌ها شاید کارِ آسانی نباشد.

در اینجا لازم است که مقایسه‌ای با آهنگسازِ مجار، بِلا بارتوک (۱۹۴۵-۱۸۸۰) ، که در همان زمان در مجارستان، از متریال موسیقیِ فولک در بسط و پرورش زبان موسیقاییِ خود استفاده می‌کرد، صورت گیرد. بارتوک غالبا رویکرد‌ها و ایده‌های خود را در گفتار‌ها و مقالات پژوهشی متعدد مطرح می‌کرد. اما استراوینسکی، حرفی از خود نمی‌زد و به‌ندرت درمورد مواجهه‌ی خلاقانه‌ی خود با موسیقیِ فولک صحبت می‌کرد، حتی گاهی سعی در پنهان کردن ریشه‌های روسی در زبان موسیقایی‌اش‌ داشت.

یکی از تفاوت‌های عمده بین این دو آهنگساز در نحوه‌ی برخوردشان با موسیقیِ فولک بود. برخلاف استراوینسکی، بارتوک نه‌تنها از ترانه‌های فولک به عنوان آهنگساز بهره‌ جست، بلکه برروی آن‌ها پژوهش‌ و تحقیق نیز می‌کرد. بین سال‌های ۱۹۰۶ تا ۱۹۳۶، بارتوک نزدیک به چهل سفر تحقیقاتی، جهت بررسیِ اقوام مختلف و موسیقیِ آن‌ها انجام داد. او حتی بسیاری از ترانه‌ها را در همان محل با قلم و کاغذ نت‌نگاری و یادداشت می‌کرد و یا با دستگاهِ "فونوگراف" آن‌ها را ضبط می‌کرد.

در یک سخنرانی در سال ۱۹۳۱، بارتوک از اهمیت بسزای ارتباط مستقیم با ترانه‌های محلیِ "معتبر" و تاثیر محیط آن‌ها برروی خلاقیتِ هنری خود چنین ‌گفت:

« از نظر من، تاثیر موسیقیِ روستایی زمانی عمیق و پایدار خواهد بود که مطالعه‌ی آن در خودِ محل و زندگی با روستاییان انجام شود. تنها مطالعه‌ی آن از راه دور کافی نخواهد بود. شاید استراوینسکیِ روسی و مانوئل دِ فایای اسپانیایی برای گردآوری ترانه‌ها سفر نکرده باشند و از مجموعه‌های دیگری بهره‌ می‌جستند،  اما این را می‌دانم که کار آن‌ها فقط در کتاب‌ها و موزه‌های موسیقیِ فولک تمام نمی‌شد، آن‌ها موسیقیِ کشورشان را "زندگی" می‌کردند.»

6 اسفند 1396 - 19:57

نظرات کاربران

امتیاز کل

در حال حاضر نظری ثبت نشده است

ثبت نظر

امتیاز شما