بِلا بارتوک: دیورتیمنتو برای ارکستر زهی

بلا بارتوک «دیورتیمنتو برای ارکستر زهی» را در عرض پانزده روز نوشت. از دوم تا هفدهم آگوستِ 1939. در زمان نوشتن این اثر، او به اتفاق همسرش در سانن، واقع در سوئیس، مهمان پاول ساچر، رهبر ارکستر، بودند. در سال 1926، پاول ساچرِ 20 ساله، ارکستر مجلسی بازِل را بنا نهاده بود و به آهنگسازان برجسته‌ی آن زمان، برای نوشتن اثر سفارش می‌داد. بدین ترتیب، آثاری مهم از آهنگسازانی همچون ریچارد اشتراوس، هیندمیت، استراوینسکی، هونگر، تیپت و بسیاری دیگر، برای اولین بار در بازِل به اجرا درآمدند. ساچر دوستدار موسیقیِ کهن نیز بود. او در سال 1933 مرکزی با نامِ «Schola Cantorum Basiliensis» دایر کرد، که از مراکز مهم و تاثیرگذار در آموزش اجرای اختصاصی موسیقیِ رنسانس و باروک بود.

 

شاید بتوان گفت، تعطیلات در سانن برای بارتوک که او را از زندگیِ پرمشغله در مجارستان برای مدتی رها ساخته بود، به نوعی بر روی سبک بودن بافتِ دیورتیمنتو تاثیرگذار بوده است، که به‌شدت با تراکم و پیچیدگی مبهمِ آثار قبل از خود در تضاد است. در نامه‌ای بارتوک از تعطیلات خود چنین می‌نویسد:

 

به‌طریقی احساس می‌کنم آهنگسازی در عهد قدیم هستم، که مهمان یک حامیِ هنر و ادب است.

 

همان‌طور که می‌دانی، من در این‌جا مهمان ساچر هستم، که دورادور از همه چیز مراقبت می‌کند.

  

شفافیت و خلوصِ این اثر مشخصا نتیجه‌ی درخواست سریعِ ساچر برای قطعه‌ای ساده برای ارکستر زهی بود. این سفارش را باید درمقابل آثار پیچیده‌ترِ بارتوک که قبل‌تر به درخواست ساچر نوشته‌بود، در نظر گرفت. آثاری چون، «موسیقی برای سازهای زهی، پرکاشن و چلستا» (1936)؛ همچنین «سونات برای دو پیانو و پرکاشن» (1937) که ساچر به‌صورت غیرمستقیم در آن نقش داشت. درهرصورت، به‌نظر می‌رسد که در آن زمان، بارتوک تحت نفوذ نوعی زیبایی‌شناسیِ کلی قرارداشت.


آهنگساز، اثر را در سه موومان در نظر گرفته‌، که شامل تعاملی بین ارکستر زهی و چند تک‌نواز است. به‌طور مختصر، دیورتیمنتو برای ارکستر زهی، اثریست مدرن که یادآورِ ساختار، روند موسیقایی و روحِ کنسرتو گروسو در موسیقی باروک است؛ درست مانند کنسرتوی دامبارتون اوکس، اثر استراوینسکی که یک سال پیش‌تر نوشته شده‌بود. دیورتیمنتوی بارتوک، جلوه‌گرِ شباهت‌هایی با تقریبا تمام کنسرتو گروسوهای باروک (ویوالدی، آلبینونی، جمینیانیو ...) است و اشتراکات زیادی با دیورتیمنتوهای موتسارت دارد. بارتوک تناوب سازهای سولو و توتی را در سبک نئو-باروکِ خود با ساختارهای روندو و سونات در موسیقی قرن هجدهم پیوند می‌دهد. او در عین حال، وام‌دار زبان موسیقاییِ خود است، که از مطالعه‌ی موسیقیِ فولکورِ مجارستان و دیگر کشورهای بالکان نشأت گرفته‌است.

 

دیورتیمنتو، به‌همراهِ شش کوارتت زهی، آخرین آثاری هستند که بارتوک در اروپا خلق کرد. با آغاز جنگ و اشاعه‌ی آن در اروپا، حتی ساچر هم، دیگر نمی‌توانست پناهی برای او فراهم کند و در سال 1940، چهارماه بعد از اولین اجرای دیورتینمتو در 11 ژوئن، بارتوک علی‌رغم میلش، به ایالت متحده نقل مکان کرد. با این حال، به واسطه‌ی دیورتیمنتویِ او، ماه‌های اول در آمریکا برای بارتوک نسبتا مساعد و همراه با موفقیت بود. دیورتینمتو در 8 نوامبر 1940 توسط ارکستر سمفونیک سنت لوئیس به اجرا درآمد و تنها دو ماه بعد در رپرتوار اجرایی ارکسترِ فیلادلفیا قرار گرفت و یوجین اورماندی با رهبریِ خود، آن را از آن خود کرد. در روزِ اجرای اثر در سنت لوئیس، روزنامه‌ای درمورد آن با نویسندگیِ هری آر.بروک  چنین نوشت:

 

 شاید دیورتینمتوی بِلا بارتوک، به نوعی حاکی از وضعیت پنج سال اخیر در اروپا باشد، اما در عین حال، تجلیِ ایمان به انسانیت را درخود دارد.


دیورتیمنتو برای ارکستر زهی، سرشار از ملودی‌ها و ریتم‌های نشأت‌گرفته از موسیقیِ فلکور است، که بارتوک شیفته‌ی آن بود. درست کمی بعد از آغاز قرن بیستم، او به همراه دوستش، زولتان کودای به‌طور گسترده برای جمع‌آوری ترانه‌های فولک به کشورهای مختلفِ بالکان می‌رفت و در سال 1906 به کمک کودای، کشفیات خود را به‌صورت مجموعه‌هایی منتشر کردند. پژوهش‌های او در باب موسیقیِ فولک، او را با موسیقیِ مناطق بسیاری از جمله روتِنیا (منطقه‌ای در کوه‌های کارپات در مجارستان)، اسلواکی، سیبری، کرواسی، بلغارستان، ترکیه و حتی شمالِ آفریقا، آشنا کرد. 

 

کنجکاوی درمورد موسیقیِ فولکلور، عملا برای آهنگسازانِ نیمه‌ی اولِ قرن بیستم، ضرورتی به‌شمار می‌رفت. این ترانه‌ها بر روی آهنگسازان بسیاری از جمله استراوینسکی، واگُن ویلیامز و چارلز آیوز نیز، تاثیر گذاشته‌بودند. بعضی از آهنگسازان ترانه‌های محلی را با حفظ هویتِ کلیِ آن‌ها هارمونیزه و تنظیم می‌کردند و بعضی دیگر، آن‌ها را به‌عنوان منبعی الهام برای نوشتن آثاری بدون شک، نو و بدیع می‌دیدند. بارتوک به عنوانِ پژوهش‌گر، امیدوار بود که موسیقی فولکلورِ مناطق مختلف را بدون دخل و تصرف و به‌صورت دست‌نخورده جمع‌آوری کند، اما به‌عنوانِ آهنگساز، رویکردش کاملا متفاوت بود. با تحلیل و بررسیِ مصالح و روندِ موسیقیِ فولک، ذهن خلاق و مدرنیستِ خود را تغذیه می‌کرد. دیورتینمتو برای ارکستر زهی، اثرِ بارتوک، به هیچ‌عنوان یک اثرِ  فولک-گونه‌ نیست، بلکه، فولکور در تار و پود آن نهفته است.

   

18 اسفند 1397 - 21:07

نظرات کاربران

امتیاز کل

در حال حاضر نظری ثبت نشده است

ثبت نظر

امتیاز شما