کاج‌های رُم


اتورینو رسپیگی (Ottorino Respighi)، آهنگساز ایتالیایی،  تحصیل ِ جدی موسیقی را در سال 1892 در مدرسه‌ی موسیقیِ liceo musicale در بلونیا آغاز شد. او زمانی که اولین جایزه‌ی خود را همزمان در نوازندگیِ ویولن و آهنگسازی دریافت کرد، به شک افتاد که می خواهد کدام یک را دنبال کند. اما در نهایت دریافت که علاقه‌ی عمیق تر او در آهنگسازی است و به سنت پترزبورگ رفت جایی که ریمسکی-کُرساکف شیوه و روش عالی خود را در زمینه‌ی ارکستراسیون بنیان نهاده بود.

در برلین همراه با ماکس بروخ آهنگساز و رهبر ارکستر آلمانی برای مدتی به سازش که ویولن بود بازگشت که در نتیجه آن، در کنسرتوی خود که در مد میکسولیدین ساخته شده است، به عنوان سولیست همراه با ارکستر فیلارمونیک نیویورک به روی صحنه رفت.

اُپرای ناقوس غرق‌شده ( the sunken bell) براساس نمایشنامه‌ی Die Versunkene Glocke از گرهارت هاوپتمان در سال 1928 به وسیله اپرای متروپولیتن نیویورک سفارش داده شد.


اُپرای Maria Egiziaca (Mary of Egypt) همانگونه که او تعبیر می‌کند ; نمایشی رمز آلود با موسیقی-که یک ترکیبی از تأتر و اپرا برای کنسرت عمومی بود.

او رهبری ارکستر فیلارمونیک نیویورک را در سال 1932 به عهده داشت، که این چهارمین و  آخرین دیدار از امریکا برای او بود.


کاج های رُم:

این اثر دومین قطعه از سه اثرِ بزرگِ توصیفی است که رسپیگی به دنبال تجلیل و بزرگداشتِ جلال و شکوه این شهر ابدی بوده است. «کاج های رُم» تاکنون بیشترین اجرا در بین این سه‌گانه را داشته است. دو دلیل برای این ارجحیت وجود دارد، یکی اینکه در دو اثرِ دیگر این سه‌گانه (چشمه‌های رم و جشنواره رومی)، روش بیان آهنگساز به طور گسترده ای بر مبنای توصیف دقیق میباشد. از سوی دیگر در کاج-های رُم همان‌گونه که لارنس گیلمان اظهار داشته است : «طبیعت، تنها به مثابه  یک وسیله برای یادآوری خاطرات و چشم انداز‌ها استفاده می‌شود، درختانِ صدها ساله ای که به طور مشخصی به چشم‌اندازِ رُم حکمفرما هستند، شاهد رویداد¬های مهمی در زندگی رومی می‌باشند.» به نظر می‌رسد، قبول این نتیجه که محبوبیت بیشتر این اثر به طور گسترده‌ای به جاذبه آن برای تخیل بستگی دارد، اجتناب ناپذیر است. نه فقط تخیلِ شنونده بلکه برای خود آهنگساز.

1.موومان اول:
کاج‌های ویلای بورگیز (Allegretto vivace) :
کودکانی در حال بازی و رقص در مجموعه ای از کاج های ویلای بورگیز که شعری ایتالیایی را می‌خوانند "تقلید مارش سربازان در جنگ، آوازخوانی و رقصیدن به مانند پرستو در غروب" که به ناگاه ناپدید می شوند.

2. موومان دوم:
کاج‌های نزدیک یک کاتاکومب (Lento، آغاز با استفاده از سوردین برای زهی ها، هورنِ بسته و پیانو):
سایه¬های کاج‌هایی را می بینیم که بر ورودی کاتاکومب مشرف می¬شوند. از اعماق، آوازی برمی‌خیزد، که به سان مناجاتی، موقرانه طنین‌انداز و سپس رازآلود خاموش می‌شود.

3.موومان سوم: کاج‌های جیانیکولوم (Lento،کادانس پیانو و سولوی کلارینت):
تریلی معلق شنیده می¬شود(ویولن ها). ماه کامل سایه‌ی کاج ها را بر روی تپه‌ی جیانیوکولوم می‌اندازد. یک هزار‌دستان می خواند (به وسیله گرامافون صدای ضبط شده‌ی این پرنده همراه با ارکستر شنیده می‌شود).

4.موومان چهارم: 
کاج‌های جاده‌ی آپیا (Tempo di Marcia) :
سپیده‌دمی مه‌آلود در جاده‌ی آپیا. کشورِ غم زده ای  که با کاج‌هایی تنها و تُنُک محافظت می‌شود. ضرباهنگ قدم‌هایی بی شمار، بی‌وقفه و نا‌معلوم. خیال شاعر به سمت آشکار ساختن چشم‌اندازی ازعظمت گذشته است؛ فریاد ترومپت، سپاهی از کنسول‌ها ( افرادی که با همه‌پرسیِ مردمی در رُم باستان انتخاب می‌شدند و بر پادشاهی نظارت داشتند)، تابناک و درخشان، متجلی در آفتاب تازه برآمده‌ی عظمت و قدرت به سمت جاده‌ی مقدس برای حضور در جشن تریوفموس (جشنی برای تجلیل از پیروزی فرمانده‌های جنگ) در تپه ی کاپیتولین(یکی از هفت تپه‌ی مشرف بر شهر رُم) پیشروی می‌کنند.

فراتر از نکات ذکر شده لازم نیست برای تعابیری دیگر از اثری که خود می‌گوید و می‌فهماند تلاش کنیم، که البته برجسته ترین آن احضار و فراخواندن ارتش امپراطوری از گذشته فراموش شده ی رُم و حرکت به سوی زمان حال است.



28 مهر 1397 - 21:17

نظرات کاربران

امتیاز کل

در حال حاضر نظری ثبت نشده است

ثبت نظر

امتیاز شما